یادداشت‌های یک مازوخیست

نوشته‌های عرفان باقری

یادداشت‌های یک مازوخیست

نوشته‌های عرفان باقری

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان


‌‌- به یاد جمعه‌ی پیشین‌


‌‌

‌-" نیک می‌دانم

هفته هر حرفی که دارد‌

‌ ‌ ‌ ، حرف او را را گاه پیوند است با غم ، گاه با شادی ،

می‌زند شش روز و شب ؛ امّا

آه از جمعه ...‌

جمعه روز شوم بی‌حرفی‌ست

ازدحام سیلی از ناگفته ها و حجم دلتنگی‌ست .


جمعه چون جنگاوری تازنده اسب و پرغرور و مست می‌ماند ؛

کز لب برّای شمشیرش

می‌چکد زهر سیاه یأس .

و شفق‌گه ، ابر و خورشید از خروش تازیانه‌های او آبستنِ حزن اند .

گرچه هر جا زیر این بدرنگْ بامِ آسمان باشی

هیچ امکان گریزت نیست ؛

لیک

ملک پاک خنده‌هایت را مَهِل تا پایکوب اسب او گردد ... "


او نگاهش را ز راهی دور برگرداند ؛

لب شکست و گفت :

‌- " جمعه‌ها آمیزه‌ای از رنگ های دفتر هر روز تقویم‌اند .

جمعه رنگش رنگ خاکستر ؛

سایه‌ی تاریک بالش بر فراز پهنه‌ی ایّام

تیره و موهوم و غم‌گُستر .


او سپاهی از هزاران بغض پنهان در گلو دارد !

برج و بارو های نازک‌پیکر شادی فرواندازد و آنگاه ،

او چه سختْ آسان تمام سرحدات خنده‌ام را فتح میدارد . "


من پرستوی نگاهم را نشاندم بر زمین پیش پایم ؛

شرمِ شعرم شد عرق بر لوح پیشانی

و به او گفتم :‌

- " جمعه چون بندی گران و سخت و پولادین به بال پرشکوه شعر می‌ماند .

تو بگو با من کدامین از سخنورْ شاعران ورطه‌ی تاریخ

این دُژْاَبرو و دُژَم جنگاور پیروز ،

این نفسگیر و عبث روز مکرر وصف ، آنگونه که شاید ، می‌تواند کرد ؟!

جمعه سرشار از شراب تلخ دلتنگی‌ست .

من چه گویم بیش از این جانا ؟!

جمعه روز شوم بی‌حرفی‌ست "




4 اسفند 94

#عرفان_باقری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی