یادداشت‌های یک مازوخیست

نوشته‌های عرفان باقری

یادداشت‌های یک مازوخیست

نوشته‌های عرفان باقری

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
.
خواهرانِ ماه‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌_ آن تاریک و روشن نیمه‌های از ازل محبوس
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ در مُشْکوی شب‌هایی همه تشویش ،‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ کندر آن هر شعله‌ی خُردِ ستاره رو به خاموشی‌ست _‌
‌بی‌رمق از آرزو‌ها ، یأس‌ها آواز می‌خوانند .‌
‌--‌
‌-‌ نیمه‌ی روشن :‌
‌″ گرچه دور از دسترس در چشم می‌آید ازین جایی که ما هستیم ،‌
‌مشعل فرخنده‌ی خورشید .‌
‌لیک زو هر لحظه تار و پود طرحی نامنظمْ‌نقش و وهم‌آسا‌
‌_ طرحی از تکْ پرتویی کآید به سویم ، پرتویی باریک _‌
‌می‌زند چشمان من بر لوحی از امّید‌
‌، و بشارت می‌دهد انجامِ بدفرجامِ شب را که شود نزدیک ،‌
‌با خطوط ماتی از نوری تن‌آلوده به تیره رنگی از تردید .‌
‌‌
‌نیز می‌بینی تو او را ، پرتوافشان ، در کران کهکشان ؟‌ تاریک !‌‌
‌نیز می‌بینی تو او را که تواند منجی ما بود اگر تازد رمنده‌لشکر نورش ،‌
‌سوی این مُشْکوی شومِ پرشکوهِ شامِ پرتشویش
و فروزد شعله‌ی صبحی برین دژخیم و ما را از طلسمِ سایه‌های شب کند آزاد ؟‌ ″‌‌
‌‌
‌‌
‌- نیمه‌ی تاریک :‌
‌″ ای محال‌اندیش و خوش‌باور مرا همزاد ! ای روشن !‌
‌آتش از یاوه‌امیدت بر تل خاکستر خاموش و سرد یاس‌هایی راستین مفکن !‌‌
‌در سکوت این مشبک شب که هر ثانیه‌اش سالی‌ست
نیز می‌پرسم ز خود چون تو
که تواند بود آیا هیچ کآید تک سواری از طلایِه‌یْ لشکر خورشید
‌ ‌ ‌ ‌ سوی این بیغوله‌ی تاریک ؟‌
_ رایت امید در دستتش ،
‌ ‌ ‌ ‌ همان تک پرتو باریک _
‌*‌
های ...‌
‌ ‌ ‌ ‌ اما ...
آوَخ و افسوس .

من ندیده‌ستم که روشن پرتویی هرگز گذر دارد ازین آفاقِ خاموشی
و نمی‌پندارم از  این شب برآید هیچ‌گه وهمی
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌_ اگرچه بی‌فروغ و سرد _‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ازآن قندیل تابانی که می‌گویند در هفتم فلک جاری‌ست .‌
آنچه می‌بینم شب است و شب .
آنچه می‌بینم شب است و این تویی تنها شعاع نور در این تیرگی ؛ که‌ت پای در بند است .
آنچه می‌بینم شب است و خنده‌ی شیطان که خرسند است ...‌‌
ای محال‌اندیش و خوش‌باور مرا همزاد ! ای روشن !‌
آتش از یاوه‌امیدت بر تل خاکستر خاموش و سردِ یأس‌هایی راستین مفکن ! ″‌
‌--‌
خواهران ماه
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌_ آن تاریک و روشن نیمه‌های از ازل محبوس
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌در مشکوی شب‌هایی همه تشویش
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کندر آن حتی تقلای چراغِ اختری خاموش پیدا نیست _‌
‌بی‌رمق از فوج یأس و آرزو آواز می‌خوانند .‌
۱۳۹۴/۳/۶
#عرفان_باقری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی